ابزار منو ثابت

دانشجویان پرستاری 91 زنجان
تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۲ | 21:56 | نویسنده : محسن موسوی

شکلک های محدثه

دوستان لطفا موقع استفاده از وب چند کیس زیررو درنظر داشته باشید...

۱)اول ازهرچیز خواهش میکنم کامنت های خصوصی نزارین چون واقعا ناراحتمون میکنه که نمیتونیم تاییدش کنیم.....

۲)دوستان عزیز با توجه به اینکه امکان کپی کردن مطالب وجو ندارد در صورت نیاز به مطلبی،عنوان مطلب وایمیل خود را بذارید در اولین فرصت مطلب برای شما ارسال خواهد شد...

۳)و سومین مورد اینکه لطفا هنگام خوندن هرمطلب به نویسنده اون مطلب توجه کنید.ممنون.

موفق باشید.

م.موسوی



تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 23:27 | نویسنده : حسین محمدی

با سلام خدمت دوستان و همکلاسیهای عزیز،و یه خسته نباشید مخصوص به سید عزیز:دوستان همونطور که اطلاع دارید کلیپی تحت عنوان پرستارسلام قرار بود تو مراسم روز پرستار امسال پخش بشه که به دلایل بووووووووووووووووووق پخش نشد ولی با کلی پیگیری از مسئولین بالاخره مجوز این رو گرفتیم که براتون برا دانلوووووود بذاریمش.امیدوارم روزی بشه که همه ی مشکلات همه ی شغلها از جمله مشکلات رشتمون حل بشه.

داااااااااااانلللللللللللوووووود کلیپ پرستارسلام

این کلیپ توسط بچه های هیئت فاطمیون و همکاری نهاد رهبری و بجچه های پرستاری آقایان :سیدمحسن موسوی،عزت الله افشار،نقی کریمی،سعید محمدی،بهنام قاسمی،پیمان شکری تهیه شده است.

تشکر ویژه از آقای دکتر موسائی فرد و دانشجویان پرستاری ترم4


برچسب‌ها: پرستار سلام جنجالی

تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 23:5 | نویسنده : سعید محمدی

مراحل روشنفکری در اروپا
1-تحصیلات عالیه
2-مدارک معتبر
3-مطالعات گسترده
4-اطلاعات عمومی بسیار بالا
5-جامعه شناسی
6-نوشتن کتاب
7-نوشتن مقاله
8-نظریه های تایید شده
9-سفر به نقاط مختلف دنیا
10-شخصیت و انسانیت بالا
و.....

مراحل روشنفکری در ایران
1-قهر کردن با ننه
2-مخالفت با دین و مذهب
3-خواندن جملاتی چند از نیچه و میچه
4-حمایت از همجنسبازان
5--حمایت از اون مرد آمریکاییه که با بزغاله یک چشم ازدواج کرده
6-درک کردن تمام چرت گویان دنیا
7--طلاق گرفتن
8-موزیک خارجی گوش کردن

.....



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 10:30 | نویسنده : حسین محمدی
برای همه ی پرستاران و مسئولین پرستاری متاسفییییییییییییییییییم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 23:30 | نویسنده : محسن موسوی

همایشی که اصلا هیچ ربطی به مناسبت روز پرستار نداشت برنامه هایی که اصلا نمیتونستی ربطش بدی به پرستاری.جز چند دانشجویی که خودشونو معرفی کردن و چند بار تو کلیپ اسم پرستار اومد اصلا اسمی از پرستار نشنیدیم الکی مثلا همایشی بود به مناسبت روز پرستار...تئاتری که با بازیگری بسیار زیبای بچه ها همراه بود خصوصا آقای نوید شمس که بسیار زیبا وقشنگ بازی کردند ولی نه تنها اصلا ربطی نداشت به پرستاری بلکه به مناسبت روز پزشک میتونست بهترین تئاتر هم بشه... یک مسابقه با سوالاتی کاملا نامربوط که میتونست شرکت کنندگان پرستار با سوالاتی مربوط به پرستاری باشه میان سوال ریاضی میپرسن... و اون یکی مسابقه که شعر یادت نره من و تو1 با مجریگری امید!!! توهمایش پرستاری بود...آقای موسایی فرد رئیس دانشکده پرستاری هم که زحمت کشیدن و تو سالن حضور داشتند و حداقل باید ایشون رو به پشت تریبون فرامیخوندند که حرف بزنند ولی ایشون یک ساعتی رو تنهایی نشستند و بعد همایش رو ترک کردند... درکنار این کلیپ های راهیان نور کاش کلیپهای زیبای پرستاری که موجود بود رو هم پخش میکردند... درمورد کلیپ حرف بزنم حسین جان متاسفم برات و بیشتر برای خودم چقدر برای درست کردن اون کلیپه پرستار سلام زحمت کشیدی یک ماه از وقت کلاس و کاراموزی و وقت آزاد خودت رو گرفتی و رفتیم فیلم و عکس و گزارش و مصاحبه و ... با اون همه زحمت جمع کردیم تا کلیپ آماده بشه ولی آخرش این بشنوی که آقا کلیپ شما اینو داره اونو داره مجاز نیستو نارحت میشنو وهزارتا چیز دیگه و آخرش این میشه که فیلم رو پرده نمیره... چقدر به اینو و اون دست دراز کردی که اجازه بدن کلیپ پخش بشه ولی چه جوابهایی گرفتی. حسین انصافا برای کلیپ خیلی زحمت کشیدی هیچوقت اون آخرین لحظات بعد از تموم شدن همایش که سالن رو ترک کردم و باهات حرف زدم رو فراموش نمیکنم متاسفم واقعا متاسفم...

 

دوستان انشاالله تو روزهای آتی این کلیپ پرستار سلام رو با چندتا کلیپ دیگه پرستاری برای دانلود خواهم گذاشت...


کلیپی بسیار زیبا به افتخار پرستار کوه درد ---->دانلود

کلیپی با تصاویری از تجمع 3 اسفند( مجلسیان به گوش!!! قانونتان اجرا نشد) ----> دانلود

کلیپی همراه با سخنان مقام معظم رهبری و بازدید وزیر بهداشت از بیمارستان ها و سخنان پرستاران----> دانلود

و اما این کلیپ پرستار سلام ----> !!!!!؟؟؟

 



تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 7:43 | نویسنده : بهنام قاسمی

 

روز پرستار بر همه پرستاران به خصوص پرستاران کلاس 7 مبارک باد



تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 2:25 | نویسنده : محسن موسوی
به سلامتی اونایی که جوونیشونو تو قارچ و انگل و ویروس گذروندن 

به سلامتی اونایی که ب جای ساز و اواز و موسیقی صداهای قلب و تمرین کردن

به سلامتی همونایی که وقتی داشتن آناتومی جمجمه رو یاد میگرفتن موهاشون کم پشت شد 

به سلامتی همونایی که بدون اینکه خودشون متوجه بشن روز و شب و جمعه و شنبه و تابستون و زمستونشون یکسان شد 

به سلامتی همونایی که درست وقتی که دوست داشتن از بهترین ساعات زندگیشون لذت ببرن تو بیمارستان بودن 

به سلامتی همونایی که وقتی پدرشون دلتنگشون شده بود داشتن تلاش میکردن کسی دلتنگ پدرش نشه 

به سلامتی همونایی که کل عمرشونو تو راهروهای کفپوش و زیر لامپ نئون میگذرونن 

به سلامتی همونایی که کلی زحمت کشیدن تا روپوش سفید بپوشن و دستاشون شفا بخش باشه .

به سلامتی همه ی پرستارا..

پرستاران سرزمینم  روزمون مبارک

 



تاريخ : دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ | 20:49 | نویسنده : حسین محمدی



تاريخ : دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ | 20:20 | نویسنده : سعید محمدی
تاريخ : دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ | 20:17 | نویسنده : سعید محمدی
دوستان نظرتون رو درباره پرستاری بنویسید..



تاريخ : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ | 1:15 | نویسنده : رامین نادری

      پپپپپپپپپند

 

دو تا گنجشک بودن

یکی داخل اتاق یکی بیرون پشت شیشه

گنجشک کوچولو از پشت شیشه گفت:

من همیشه باهات میمونم.......

قول میدم!!!!!!

و گنجشک توی اتاق فقط نگاهش کرد........!!

گنجشک کوچولو گفت :

من واقعأ "عاشقتم" !!!!!!

اما گنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد....!!!!

امروز دیدم گنجشک کوچولو پشت 

شیشه اتاقم "یخ زده"

اون هیچوقت نفهمید ..............

گنجشک توی اتاقم "چوبی" بود !

حکایت بعضی ماهاست ..........

خودمونو نابود میکنیم

واسه "آدمای چوبی"

کسانی که نه مارو میبینن.........

نه صدامونو میشنوند..............

ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ :

ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻌﯿﺪ ﻧﯿﺴﺖ.

 ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﺖ ﻧﺴﺎزیم....

 

ﺗﻼﻓﯽ ﮐﺮﺩﻥ، ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽ ﮐﺎﻫﺪ .

 ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩﻥ، ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺴﺖ.

 ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﻭﺍﮊﻩ ﺍﯼ ﺁﺭﺍﻣﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ.

به ﺑﻮﺩﻧﻬﺎ ﺩﯾﺮ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧﻬﺎ ﺯﻭﺩ، ﺁﺩﻣﻬﺎ

ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻠﺪﻧﺪ.

ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺯﯾﺎﺩ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪﻥ، ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ.

 ﺗﺎ ﺑﺎ ﮐﻔﺶ ﮐﺴﯽ ﺭﺍﻩ ﻧﺮﻓﺘﻢ، ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﺭﺍ

ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﻢ .



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ | 22:8 | نویسنده : سعید محمدی
خداحافظ دنیا ...

سال بعد از عملیات " والفجر مقدماتی "، از دل خاک فکه، پیکر شهیدی رو پیدا کردند که اعداد و حروف نقش بسته بر پلاکش زنگ زده بود ...
ولی تو جیب لباس خاکیش برگه ای بود کوچک، که نوشته هاش رو با کمی دقت می شد خوند:

بسمه تعالی

جنگ بالا گرفته است.
مجالی برای هیچ وصیتی نیست…

تا هنوز چند قطره خونی در بدن دارم، حدیثی از امام پنجم می نویسم:

به تو خیانت می کنند، تو مکن.
تو را تکذیب می کنند، آرام باش.
تو را می ستایند، فریب مخور.
تو را نکوهش می کنند، شکوه مکن.
مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو.
همه مردم تو را نیک می خوانند، مسرور مباش …
آنگاه از ما خواهی بود …

دیگر نایی در بدن ندارم؛
خداحافظ دنیا ...

 



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ | 22:6 | نویسنده : سعید محمدی

دوستان برا این مطلب بیبشتر از سایر مطالب وقت صرف شده ،هرچند برای یادآوریه بازم ولی خیلی از ندانم کاریای از این دست مطالب کار دست بعضی از همکارا داده ،ارزش خوندن داره

يكي از مراقبتهايي كه پرستاران براي بيماران خود انجام مي دهند، مراقبت دارويي مي باشد. بمنظور پيشگيري از عوارض دارويي، پرستاران ضمن دادن دارو از راههاي مجاز، مقدار داروي تجویزشده را مي بايست محاسبه كرده و به بيمار خود بدهند.

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ | 21:58 | نویسنده : سعید محمدی

داروهای ترالی احیا

لیست داروهای اورژانسی

نام دارو   وعملکرد دارو وموارد مصرف  وعوارض جانبی وموارد منع مصرف  گفته شده که امیدوارم خوشتون بیاد

براآماده کردن این مطالب زحمت کشیده شده

لطفا بخونید ب درد می خورن،هرچند که اکثرا بچه ها اینارو میدونن ولی ی یاد آوری میشه

 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ | 22:21 | نویسنده : سعید محمدی

لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید

پیغام‌ گیر حافظ


رفته‌ام بیرون من از کاشانه‌ی خود غم مخور
تا مگر بینم رخ جانانه‌ی خود غم مخور
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زان زمان کو ب�ز گردم خانه‌ی خود غم مخور


پیغام ‌گیر سعدی


از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک گر فرصتی دادی به دستم*

پیغام ‌گیر فردوسی


نمی‌باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا برآید بلند آفتاب

پیغام‌ گیر خیام


این چرخ فلک، عمر مرا داد به باد
ممنون تو‌ام که کرده‌ای از من یاد
رفتم سر کوچه، منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه، پاسخت خواهم داد

پیغام ‌گیر منوچهری


از شرم، به رنگ باد باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیام، پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم

پیغام‌ گیر مولانا


بهر سماع از خانه‌ام، رفتم برون، رقصان شوم
شوری برانگیزم به پا، خندان شوم، شادان شوم
برگو به من پیغام خود، هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم، جان تو را قربان شوم!


پیغام ‌گیر باباطاهر

تلیفون کرده ای جانم فدایت
الهی مو به قربون صدایت
چو از صحرا بیایم، نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت


پیغام ‌گیر  شاعران شعر نو


افسوس می خورم،
چون زنگ میزنی،
من خانه نیستم که دهم پاسخ تو را،
بعد از صدای بوق،
برگو پیام خود،
من زود می‌رسم،
چشم انتظار باش

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ | 10:0 | نویسنده : محسن موسوی
 

 

آقای س محمدی تلاشتون رو تو آپ موندن وب تحسین میکنیم و از زحماتتون برای وب سپاسگزارم.من از اینجا از همه رایترهای وبلاگ آقای قاسمی محمدی نادری کریمی و خانم اوجاقلو خواهش میکنم که رو وب بمونن و با پست کردن مطالبشون وبلاگ رو اکتیو نگه دارن وگرنه باعرض پوزش از همه دوستان احتمالا اسمتون از نویسندگی وبلاک کات بشه...

ویزیتورهای وبلاگ هم لطفا تو گذاشتن کامنت که یک دلگرمییه برای رایترهای وب، کوتاهی نکنید چه با انتقادتون چه با تقدیراتتون و چه با کامنتهای پیشنهادیتون و یا با چیزهای دیگه...

م.موسوی



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ | 23:48 | نویسنده : سعید محمدی

کلا شاعر اعصاب نداره!

 

 تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببری

 سر خود آینــه را غـــرق تماشــا ببری

مرده شور من ِ عاشق که تو را می خواهم

گـــور بابای دلـی را کــــه بـــه اغــــوا ببری

چه کسی داد اجازه که کنی مجنونم؟

به چـه حقی مثلن شهرت لیلا ببری؟

به من اصلن چه که مهتابی و موی تو بلند

چـــه کسـی گفتـه مرا تا شب یلدا ببری؟

بخورد توی سرم پیک سلامت بادت

آه از دست شرابی که تو بالا ببری

زهر مار و عسل ، از روی لبم لب بردار

بیخودی بوسه به کندوی عسلها ببری

کبک کوهــی خرامان ! سر جایت بتمرگ

هی نخواه این همه صیاد به صحرا ببری

آخرین بار ِ تو باشد که میآیی در خواب

بعد از این پلک نبندم کــه به رویا ببری

لعنتـی ! عمـــر مگر از سر راه آوردم

که همه وعده ی امروز به فردا ببری

این غزل مال تو ، وردار و از اینجا گم شو

به  درک  با  خودت  آن  را  نبری یا ببری



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ | 22:24 | نویسنده : حسین محمدی

اولین جلسه ی هیئت فاطمیون در نیمسال دوم سالتحصیلی93-94روز سه شنبه28 بهمن ماه سال جاری در مسجد طه برگزار خواهد شد.

موضوع:

ناگفته های توهینات مکرر به مقام پیامبر عظیم الشان اسلام،پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی(ص)

سخنران:

حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای کرمی

بانوای گرم:

حاج احمد هاشمی،قرائت زیارت عاشورا



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ | 21:14 | نویسنده : رامین نادری

                                                               

 

صبح روز شنبه جناب اقای سید محسن موسوی روبروی بیمارستان موسوی از سمت خود استعفا دادند و هیت مشاوره محترم کلاس فوری در ان محل سرکار خانم سمیرا ظفری را به مدت یک سال و نیم در پست نمایندگی منصوب کردند.

 

 

ضمن تبریک به خانم ظفری ارزوی موفقیت را از خداوند برای ایشان خواستاریم

 

 

 



تاريخ : یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ | 23:15 | نویسنده : رامین نادری
                                            حالـــــــا حَرفـــــــهایمان بِمـــــــاند برای بَعد؛

                                         دلخوری هـــــــایمـــــــان،

                                        گلایه
 هـــــــایمـــــــان،

 

دو سال ونیم با هر خاطره بد و خوبی که بود گذشت. اصلا خصلت زمان اینه که بگذره و توی لحظه ها خاطره ها رو برامون ثبت کنه،شاید کسایی رو دیدیم که مسیر زندگیمونو عوض کردن و کسایی رو که ای کاش نمیدیدیم ...... وشاید یه سریا انقدر خاطره خوب داشتن که دفاتر خاطراتشون تحمل این همه خوشی رو نداشته و سر به بیابون گذاشتن..یه سریام عین ما بچه های بی خیال دنیا اصلا دفتر خاطره ندارن و همه چیرو توی دلشون حک میکنن..بعضیا فقط رفت وامد مسیر موسوی بخوابگاه و دانشکده بخوابگاه نصیبشون شد وبقیه کارشناسیشونو و میخان تو این مسیر اگه شرایط جوی خوب باشه بمونن و اگه خدا بخواد امار سنگهای مسیر شونو پروپوزال کنن و تحویل خودشون بدن(البه اینا کم و کسرن) ادمای خوبم داشتیم مثلا همین اقای موسوی خدا ازشون راضی باشه(به قول ننه بزرگا الهی خیر ببینه) کلی برامون فرجه رزرو کرد.

بله............................................ اینا همش خاطره ست ادماش به خاطرات می پیوندن لحطه هاش کم و بیش یادمون میاد با یه افسوس و یه نیش خند تلخ از ذهنمون فراریش میدیم.

به هر حال امیدواریم( ما بچه های رایتر برای شما ویزیتورهای گل که گهگاهی با نظراتتون مارو دلگرم به وجود کلاس7 کردید) این یه سال ونیم باقی مونده رو به خوبی استفاده کنید و اگه بعدا به فکرمون رسیدید جز یه دعای قشنگ و ارزوی خوشبختی از خدا براتون چیز دیگه ای نخوایم.

 



تاريخ : شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ | 23:27 | نویسنده : محسن موسوی


 

20 ثانیه وقت برای فهمیدن عکس!!! بسیار پر معنی....



تاريخ : شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ | 22:38 | نویسنده : سعید محمدی
 

ای خدا اگه من تو ورودی این بچه های پرستاری مهر 91 نبودم

ب نظرتون کی اینجا مطلب میذاشت  از 63 نفر  فقط من آپ میکنم

آقایان کریمی وباقری ونادری وقاسمی ومحمدی وخانم اوجاقلو و خصوصا مدیر وب ظاهرا فعلا رفتن گل بچینن

ن نظری ن مطلبی....

واقعا ک ......



تاريخ : شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ | 22:26 | نویسنده : سعید محمدی

شعر زیبای شهریار وقتی که در روز سیزده بدر معشوقه ی خود را با همسر و فرزندش می بیند:

 

یار و همسر نگرفتــــــم که گـــــــــــرو بود سرم / تــــو شدی مادر و من با همه پیری پســـــــرم

تو جگـــــرگوشه هم از شیر بریدی و هنـــــــوز  / من بیچـــــــاره همان عاشق خونیــن جگــــرم

خون دل می خورم و چشــــــم نظربازم جـــام /  جرمم این است که صاحبــــدل و صاحب نظـرم

من که با عشق نرانــــــدم به جوانـی هوسی/  هوس عشق و جوانـــی ست به پیــرانه سرم

پدرت گوهــــــــــر خود تا به زر و سیم فــروخت  /پدر عشق بسوزد که درآمد پـــــــدرم

عشـــق و آزادگــی و حسن و جوانــی و هنـــر/ عجبــا هیچ نیرزیـــــــــــــــد که بی سیم و زرم

هنــــــــــــرم کاش گره بند زر و سیمـــــــم بود / که ببــــــــــــــازار تو کـــــــــاری نگشود از هنرم

سیـــــــزده را همه عالم بدرامروز از شهـــر /من خود آن سیزدهـــــــم کز همه عالم بـدرم

تا به دیـــــــــوار و درش تازه کنم عهـد قــــــــدیم /گاهـــــــــی از کوچه معشوقه خود می گــذرم...



تاريخ : شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ | 22:24 | نویسنده : سعید محمدی

 

 

  «بررسی لیـد های الکتـروکاردیوگرام در تشخیص انـفارکتوس میوکارد»! :

 

آنـچه می گویـم گریزی بر هـزاران نکــته است

صحبت از دیـواره های قلـب، حیـن ِ سکته است

 

هر زمان هر قسمتـی از قلب اگر آسیب دیـد

در نـوار ِ قـلب انسان، اختـلال آیــد پــدید

 

لیـدِ دوم، سوم و ای وی اف اش درمانی است

مرتـبط با سکتــه ی دیـواره ی تحتــانی است

 

لیــدِ وی یک تـا چهــارم را دخــالت می دهــند

مشکل از سمتِ قـدامی را نشانت می دهنــد

 

حفـظ کل ِ لیــد های جانبی هم مشکل است:

لیـدِ اول، وی شش و وی پــنج با ای وی ال است!

 

ایــن تـمامِ لیــد های شایــع ِ "ام آی" بــود

گرچه تـفهیمش برایم سخت و جان فرسای بود

 

دفـتر انـدیشه ات در هر زمـان پــر نـور باد

درد و بـیمــاری از انـدام ظریـفت دور بــاد

 

((برگرفته از مطالب وبلاگ یکی از دوستان))

 



تاريخ : شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ | 22:22 | نویسنده : سعید محمدی
دل های پریشان

دل آدم چه گرم می شود گاهی...

به یک دل خوشی کوچک...

به یک احوال پرسی ساده...

به یک دلداری کوتاه...

به یک گوش دادن خالی بدون داوری!...!

به یک لبخند،یک سلام...

به یک وقت گذاشتن ساده برای تو...

به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه...

به شنیدن یک "من کنارت هستم"...

به یک هدیه ی بی مناسبت...

به یک "دوستت دارم "بی دلیل...

به یک نگاه به یک شاخه گل...

به شنیدن یک "دلم برایت تنگ شده"...!!!!

و ما چه بی رحمانه این دل خوشی های کوچک و ساده را از هم دریغ می کنیم....!!!

قدر لجظه هایمان را بدانیم..



تاريخ : شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ | 0:7 | نویسنده : سعید محمدی
عشق و ثروت و موفقیت

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »



تاريخ : سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ | 15:29 | نویسنده : محسن موسوی
 دوستان برنامه کلاسی یه تغییراتی داشته حتما توجه بکنید...

 

 

ظاهرا تنها کسی که خیلی تاکید داشتند هفته اول ترم حتما کلاس باشه آقای دینمحمدی بودن ولی با شروع هقته اولین کسی که کلاسا رو لغو کردن باز خود ایشون بودن.به حرحال!!



تاريخ : سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ | 0:30 | نویسنده : سعید محمدی
کاش کودک می ماندیم تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخم می شد. - پا به پای کودکی هایم بیا... پا به پای کودکی هایم بیا کفش هایت را به پا کن تا به تا . قاه قاه خنده ات را ساز کن باز هم با خنده ات اعجاز کن . پا بکوب و لج کن و راضی نشو با کسی جز عشق همبازی نشو . بچه های کوچه را هم کن خبر عاقلی را یک شب از یادت ببر . خاله بازی کن به رسم کودکی با همان چادر نماز پولکی . طعم چای و قوری گلدارمان لحظه های ناب بی تکرارمان . مادری از جنس باران داشتیم در کنارش خواب آسان داشتیم . یا پدر اسطوره دنیای ما قهرمان باور زیبای ما . قصه های هر شب مادربزرگ ماجرای بزبز قندی و گرگ . غصه هرگز فرصت جولان نداشت خنده های کودکی پایان نداشت . هرکسی رنگ خودش, بی شیله بود ثروت هر بچه قدری تیله بود . ای شریک نان و گردو و پنیر ! همکلاسی ! باز دستم را بگیر . مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟ . حال ما را از کسی پرسیده ای؟ مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟ . حسرت پرواز داری در قفس؟ می کشی مشکل در این دنیا نفس؟ . سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟ رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟ . رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟ آسمان باورت مهتابی است ؟ . هرکجایی, شعر باران را بخوان ساده باش و باز هم کودک بمان . باز باران با ترانه ، خنده کن ! کودکی تو ، کودکانه عشق کن! . ای رفیق روزهای گرم و سرد سادگی هایم به سویم باز گرد! یاد دوران طفولیت بخیر

تاريخ : سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ | 0:26 | نویسنده : سعید محمدی
تقسيم‌بندي انسان‌ها از ديدگاه دكتر شريعتي* يك. آنهايي كه وقتي هستند ، هستند و وقتي كه نيستند هم نيستند. حضور عمده اين آدم‌ها مبتني بر فيزيك شان است. تنها با لمس ابعادجسماني آنهاست كه قابل فهم مي‌شوند بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند. دوم . آناني كه وقتي هستند ، نيستند و وقتي كه نيستند هم نيستند (مردگاني متحرك در جهان، خود فروختگاني كه هويت شان را به ازاي چيزي فاني واگذاشته‌اند. بي‌شخصيت‌اند و بي‌اعتبار، هرگز به چشم نمي‌آيند ، مرده و زنده‌شان يكي است) سوم . آنهايي كه وقتي هستند ، هستند و وقتي كه نيستند هم هستند (آدم‌هاي معتبر و باشخصيت، كساني كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثير خود را مي‌گذارند كساني كه همواره در خاطر ما مي‌مانند ، دوستشان داريم و برايشان ارزش قائليم) چهارم. آنهايي كه وقتي هستند، نيستند و وقتي كه نيستند، هستند (شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند كه ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم اما وقتي كه از پيش ما مي‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته درك مي‌كنيم . باز مي‌شناسيم، مي‌فهميم كه آنان چه بودند. چه مي‌گفتند و چه مي‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان اما وقتي در برابرشان قرار مي‌گيريم، گويي قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سكوت مي‌كنيم و غرق در حضور آنان مست مي‌شويم ودرست در زماني كه مي‌روند يادمان مي‌آيد كه چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد).

تاريخ : سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ | 12:43 | نویسنده : محسن موسوی
فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش می آید

1.زنگ تلفن به صدا در می آید.
2.بچه تان گریه می کند.
3.درب خانه به صدا درآمده و کسی صدایتان می کند.
4.لباس ها , بیرون روی طناب پهن است و باران شروع به بارش می کند.
5.شیر آب در آشپرخانه باز است و آب سرریز می شود.
 
 
حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدام کارهارا انجام می دهید,از 1 تا 5 را با چه اولویتی انجام می دهید ؟
 
.
 
.
 
.
 
هریک از 5مورد بالا نشان دهنده ی یکی از جنبه های زندگی شماست.
1.زنگ تلفن,نشان دهنده ی شغل و کار شماست.
2.گریه ی بچه نشان دهنده ی خانواده شماست.
3.زنگ در خانه,نشان دهنده ی دوستان شماست.
4.لباس هایتان نشان دهنده ی پول هستند.
5.سررفتن آب,نشان دهنده ی میل جنسی هستند.


mouse code

كد ماوس