X
تبلیغات
دانشجویان پرستاری زنجان 91

شکلک های محدثه

دوستان لطفا موقع استفاده از وب چند کیس زیررو درنظر داشته باشید...

۱)اول ازهرچیز خواهش میکنم کامنت های خصوصی نزارین چون واقعا ناراحتمون میکنه که نمیتونیم تاییدش کنیم.....

۲)دوستان عزیز با توجه به اینکه امکان کپی کردن مطالب وجو ندارد در صورت نیاز به مطلبی،عنوان مطلب وایمیل خود را بذارید در اولین فرصت مطلب برای شما ارسال خواهد شد...

۳)و سومین مورد اینکه لطفا هنگام خوندن هرمطلب به نویسنده اون مطلب توجه کنید.ممنون.

موفق باشید.

م.موسوی


نویسنده: محسن موسوی

مادر تمام جان و هستی ام به قربانت

آن هنگام که مادرت پیرتر میشود؛
و چشمهای گرانبها و با ایمان او،
زندگی را آنگونه که [زمانی میدید ] نمیبینند؛
زمانیکه پاهایش فرسوده میگردند،
و برای گام برداشتن نمیتوانند او را یاری دهند؛

در آن هنگام بازوانت را برای یاری او به کار گیر،
با خوشی و سرمستی از او نگاهبانی کن،
زمانی که اندوهگین است،
بر توست که تا آخرین گام او را همراهی کنی،

اگر از تو چیزی میپرسد،
او را پاسخگو باش،
و اگر دوباره پرسید،
باز هم پاسخگو باش،
و اگر دگربار پرسید، دگربار پاسخش گو،
نه از روی ناشکیبایی، بلکه با آرامشی مهربانانه،

واگر تو را به درستی درنمی یابد،
شادمانه همه چیز را برای او بازگو،
ساعتی فرا میرسد، ساعتی تلخ،
که دهان او دیگر هیچ درخواستی را بیان نمیکند .


آدولف هیتلر


مادرم را هیچ وقت ندیدم که پرواز کند؛

زیرا به پایش؛

                            من را بسته بود؛

                                               پدرم را؛

                                                        و همه ی زندگیش را ...


 آدمها ... :

وقتی کودکند می خواهند برای مادرشان هدیه بخرند ولی پول ندارند .

وقتی که بزرگتر می شوند ، پول دارند ، ولی وقتِ هدیه خریدن ندارند.

وقتی که پیر می شوند ، پول دارند ؛ وقت هم دارند ، ولی مادر ندارند !


سرم را نه ظلم می تواند خم کند ،
                                     نه مرگ ،
                                            نه ترس ،
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم ؛

از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست ...


زندگی را بخش می کنم زنـ ... دِ ... گی

دو حرف اول بهار و شروع زندگی ست : زن

روز زن ؛ روز اولین بخش سه گانه زندگی بر مادران؛ زنان و دختران مبارکباد


نویسنده: محسن موسوی

اخبار دانشگاه

 درپی سفر يک روزه وزير بهداشت به استان، معاون پرستاری وزارت در استان زنجان حضور يافتند

  در اين جلسه دکتر بيگلری سرپرست دانشگاه علوم پزشکی زنجان ضمن تقدير و تشکر از حضور و توجه ويژه وزارت بهداشت به امور پرستاری استان زنجان گفت :ماهمواره در امر پرستاری نيازمند به راهنمائيهای فنی و مديريتی وزارت متبوع هستيم و تمام تلاش خود را در راستای بهبود امور مربوط به پرستاران انجام خواهيم داد وی در ادامه افزود :در استان زنجان دو دانشکده پرستاری زنجان و شهرستان ابهر فعال هستند بخصوص دانشکده پرستاری ابهر يک ضرورت برای استان محسوب ميشدکه در فضای استانداردی تحت عنوان دانشکده پرستاری ابهر ساخته و افتتاح شد و دانشجويان در آن مشغول به تحصيل هستند و خدمات آن نيز برای استان قابل توجه و محسوس است .سرپرست دانشگاه در ادامه از دغدغه های اصلی دانشگاه و حوزه پرستاری موضوع کمبود نيروی پرستاری . و از ديگر ضرورتها ايجاد ساختمان جديد دانشکده پرستاری با توجه به کمبود شديد فضای فيزيکی عنوان نمودند در ادامه دکتر قزلباش معاون درمان دانشگاه به وضعيت موجود نيروی پرستاری در استان بويژه کمبود نيرو در در برخی از بخشهای مهم بيمارستانها بالاخص پرستار مرد را مطرح نمود .در ادامه معاون توسعه مديريت و منابع دانشگاه بررسی کارشناسی .وضعيت ساختمان قديمی دانشکده پرستاری زنجان را ارائه نموده و برای احداث ساختمان جديد و استانداردی برای دانشکده پرستاری و مامائی زنجا ن تاکيد داشت.

  در اين جلسه اعضای هيات رئيسه ،مسئولين پرستاری استان و دانشکده پرستاری نيز ضمن بيان انتظارات ،ديدگاههاو پيشنهادات خودر ا مبنی بر تامين نيروی انسانی ،منابع فيزيکی و امور مربوط به آموزش و پژوهش دانشجويان ،اساتيد و مربيان با توجه به رسالتهاو جايگاه حرفه پرستاری ،بکار گيری نيروی پرستاری در حوزه بهداشت بيان داشتند .

  دکتر ميرزا بيگی معاون پرستاری وزارت متبوع نيزحضور خود در استان زنجان را درپی سفر يک روزه وزير بهداشت به استان زنجان و پيگيری امور مربوط به پرستاران استان عنوان نمود و در سخنانی وجود برخی از مشکلات در حوزه پرستاری را غير قابل انکار دانسته و افزود :در وزارت بهداشت با برنامه ريزی های که انجام شده اميدوار يم در يک يا دو سال آينده برخی ازاين مشکلات را مرتفع نماييم وی به ايجاد شورای سياستگذاری پرستاری اشاره نموده و گفت اين شورا با اولويت قرار دادن بر بازنگری نظام آموزش پرستاری سعی در بکار گيری دانشجويان ترمهای 6به بعد را با شرايط ويژه و با تمايل دانش آموختگان دادرد که بودجه اين بر نامه نيز در دست تامين است وی از برنامه های ديگر معاونت پرستاری را استاندارد سازی خدمات پرستاری و افزايش ظرفيت دانشکده ها و همچنين بازنگری سيستم home care برای بيماران مزمن که باعث اشغال نمودن تختهای بيمارستانی نباشند جزو برنامه هاست همچنين فعال نمودن آژانسهای پرستاری و استفاده از فارغ التحصيلان پرستاری به صورت پاره وقت را بيان نمود . معاون پرستاری وزارت بهداشت تهيه کتابچه همراه استاندارد خدمت که به مداخلات پرستاری به عنوان عضو تيم سلامت می پردازد و پيگيری ساختار مدون معاونت پرستاری در وزارت و امور پرستاری در استانها ،تدوين آئين نامه جايگزينی مرخصی ها زايمان با جذب نيروی موقت ،تبيين جايگاه و نقش حرفه ای پرستاری در درمان ،آموزش و پژوهش و بهداشت و ارتباطات تنگاتنگ اين محور ها و ارتباط مستقيم و تاثير گذار در آن در تامين ،حفظ و ارتقا سلامت جامعه ،افزايش ظرفيت جذب دانشجو و از طرفی با رويکرد غير دولتی و ....بيان داشتند و در ادامه از همدلی و همکاری پرسنل و مسئولين دانشگاه علوم پزشکی زنجان در حوزه پرستاری و درمان تشکر و قدر دانی کردند و تاکيد داشتند حضورشان امروز در استان زنجان با توجه به سفر يک روزه مورخه 24اسفند ماه سال گذشته وزير بهداشت ،درمان و آموزش پزشکی به استان رنجان بوده است که پس از سفر به بنده تاکيد نمودند در اولين فرصت سفری به استان داشته باشم و از نزديک ارزيابی و پايش وضعيت پرستاری و مسايل و امور مربوط داشته باشيم که بحمد ا... اين توفيق حاصل شد .و امروز توانستيم از دانشکده پرستاری ابهر ،بيمارستان امدادی ابهر ،، ظرفيتهای موجود در دانشکده پرستاری زنجان ،بيمارستان آيت ا... موسوی زنجان بازديدی داشته و از نزديک ضمن گفتگو با مسئولين و پرسنل ذيربط از ظرفيتها و مسائيل و انتظارات آن اطلاعات بيشتری کسب نمائيم .


نویسنده: محسن موسوی

کامنت حسین م

بچه ها یکی جواب حسین رو بده....


سلام,بابا یه نگاهی به دورو برتون بندازین این چه وضعشه یعنی چی آخه واقعا شورشو درآووردن خانم اجاقلو شما یه کاری بکن محسن پس تو اونجا چیکاره ای رامین تو دیگه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این چه وضع اینترنته آخه اینم شد کار عید اومدم اسلایدای خانوم اجاقلورو دانلوووووود کردم گفتم یه کلاسی بذاریم که بگن آره بابا اینم درس سرش میشه باور کنین بیش از 5بار نظر گذاشتم از اون همه نظر فقط پیام تسلیت اومده و شما تاییدش کردین البته شما تقصیری ندارین تقصیر اینترنت منه آخه یکی نیس بگه بهنام به توئم میگن مسئووووووووول چرا به داد مردم نمیرسی اون از پیامای تبریک سال نو که یه ساعت بعدش تحویل میداد این ازین!!!!!واقعا که بهنام خجالت بکش
آهههاااااااااای مثلا نویسنده ها خوشال نباشین
محسن منم میخام مطلب بذارم دلم تنگ شدهههههههه
البته من هش سیزی سایرام؟؟؟؟؟؟؟خخخخخخخخخخخخخخ هههههههههه


نویسنده: محسن موسوی

سال نو مبارک

سلام خدمت هم کلاسیای گرامی

سال نو مبارک باشه

امیدوارم سال خوبی باشه براتون

از اونجا که بعضی از  دوستان اسلایدای عفونی و اتاق عمل رو نداشتن، اسلایدارو اینجا آپلود کردم

http://www.mediafire.com/view/o772elq264sqzhs/روش_کار_در_اتاق_عمل.pptx

http://www.mediafire.com/download/16nffbggt1anyci/ofooni.rar



نویسنده: معصومه اوجاقلو

حمله شیمیایی به حلبچه

بمباران شیمیایی حلبچه (به کردی: کیمیابارانی ھەڵەبجە) در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ توسط حکومت بعث عراق صورت گرفت. این بمباران بخشی از عملیات گسترده‌ای به‌نام عملیات انفال بود که بر ضد ساکنان مناطق کردنشین عراق انجام گرفت. در پی عملیات والفجر ۱۰ توسط ایران و تصرف بخش‌هایی از کردستان عراق در اواخر سال ۱۳۶۶ که منجر به استقبال مردم این مناطق از نیروهای ایرانی شد، صدام حسین به پسرعمویش علی حسن المجید معروف به علی شیمیایی، دستور بمباران شیمیایی این مناطق را داد. در پی این حمله حدود پنج هزار تن از مردم حلبچه که غیر نظامی بودند کشته شدند.

حملهٔ شیمیایی به حلبچه که به کشتار حلبچه یا جمعهٔ خونین نیز شناخته می‌شود، یک نسل‌کشی مردم کرد بود که در ۱۶ مارس ۱۹۸۸ به وسیلهٔ بمباران شیمایی توسط نیروهای دولتی عراقی در شهر حلبچهٔ کردستان عراق در طی روزهای پایانی جنگ ایران و عراق روی داد.

نیروی هوایی عراق از انواع مواد شیمیایی علیه حلبچه استفاده کرد: گازهای اعصاب مانند وی ایکس، سارین و تابون، و گاز خردل، که از زمان جنگ جهانی اول از آن استفاده نشده بود.

این حمله نزدیک به ۳۲۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر را کشت و نزدیک به ۷۰۰۰ هزار تا ۱۰۰۰۰ هزار نفر را زخمی کرد که اکثراً از غیرنظامیان بودند؛ صدها تن دیگر بر اثر عواقب، بیماری‌ها و نقص جسم در هنگام تولد در سال‌ها پس از حمله کشته شدند. حادثه‌ای که به صورت رسمی به عنوان نسل‌کشی مردم کرد عراق شناخته شد و هنوز به عنوان بزرگترین حملهٔ شیمیایی مستقیم به یک منطقهٔ شهرنشین در تاریخ باقی‌مانده‌است


نویسنده: محسن موسوی

بمباران شیمیایی حلبچه-هیروشیمایی دیگر

من پدرم را ترک نمیکنم


نویسنده: محسن موسوی

خداااااا منم هستم

بنواز پيرمرد شايد آن آهن پشت سرت از شرم صداي سازت آب شود


نویسنده: محسن موسوی

بیــــــخیال نمره حالا

دوستان راستش  امتحانات که تموم شده با آقای قاسمی گفتیم یه خورده بزنیم تو فاز خنده که دیگه کافیه تا کی باید غم امتحاناتو به کول!! بکشیم.جل الخالق ولی خداوکیل با وضعی که اینجوری نمره ها یکی یکی دارن ظهور پیدا میکنند وضعمون خیلی خجل کنندست من حقیقتش نمیفهمم دقیقا ما الان تو این چهار ماه داشتیم چیکار میکردیم.خدااا بهمون رحم کنه...

راستی یادم اومد کسی از استاد اسماعیل زاده خبری داره آخرین بار کی دیدینش!!!؟؟بچه های ترم بالایی که میگن احتمالا اگه خیلی شانس بیاریم قبل نوروز نمره هامونو میزاره.وگرنه میره که با نمره های ترم دوم نمره ایمونولوژیمون هم بیاد.ولی اگه راستش نظر منو بخواین اصلا بعید میدونم که ورقه امتحانی الان موجود باشه فک کنم الان دست سبزی فروشی های محله ست.واسه ملاک برای نمره گذاری هم خدا بزرگه نگران نباشید...

استاد اسماعیل زاده کی وقت میکنه آخه مثل استاد ملکی اینقد ورقه ها رو با دقت تمام و در کمترین زمان ممکن تصحیح کنه آخـــــــــــــه........!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نه من نمیگم شما خودتون بگید؟؟

بیخیاله اینا حالا یه خورده بخندیــــــــن:


طرز نمره گرفتن پسرا و دخترا از استاد مرد :

پسرا : استاد به جون مادرم خرج خونه و دانشگاه رو خودم می دم

مادرم مریضه بابام مرده ۲ شیفت کار می کنم واسه همین نتونستم خوب درس بخونم !

دخترا : اســـــتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــااااااااااد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺑﺮﻧﺪ ﺍﺩﮐﻠﻨﺖ ﭼﯿﻪ ؟
ﺧﯿﻠﯽ ﺷﯿﮏ ﻭ ﻣﺠﻠﺴﯽ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻠﯽ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : For Women !
ﺩﺭ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻢ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻡ ، ﻣﺮﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺑﺴﻮﯼ ﺧﻮﺩﺕ !

 

دختر است دیگر
گاهی دلش میخواهد هنگام رانندگی تیر برق را نبیند !



برچسب‌ها: خنده, طنز دانشجویی, خوابگاه پسرا, رانندگی, نمره امتحان

نویسنده: محسن موسوی

روشهای دانشجوی نمونه شدن

مشروط شوید. مشروطی را برای دانشجو ساخته اند نه رئیس دانشگاه و اساتید. هیچکدام همه واحد های خود را پاس نکنید. از حد مجاز مشروطی و ترم های مجاز حضور در دانشگاه نهایت استفاده را ببرید. مطمئن باشید بیرون از دانشگاه هیچ خبری جز رفتن به سربازی و بعد از آن بیکاری وجود ندارد. حداقل وقتی که در دانشگاه حضور دارید به عنوان یک دانشجو شناخته می شوید نه یک بیکار…


تا دوران تحصیلتان تمام نشده در دانشگاه عاشق شوید و ازدواج کنید. چون اگر دانشگاهتان تمام شود هیچکس حاضر نیست با یک آدم آس و پاس بیکار ازدواج کند.

- جزوه های خود را مرتب و منظم بنویسید شاید فرجی شد و کسی برای گرفتن جزوه به شما مراجعه کرد و بختتان باز شد وگرنه بعد از تمام شدن دانشگاه بخت ازدواج را از دست خواهید داد.

- یکی از راه های گرفتن نمره درس خواندن است. برای گرفتن نمره راه های دیگری هم وجود دارد. یکی از ساده ترین این راه ها پاچه خواری است. اکثر دانشجویان و به خصوص شاگرد اول ها نمره خود را از این طریق به دست می آورند. راه دیگر گرفتن نمره، جنس مخالف بودن است که در این روش نیازی نیست شما کار خاصی انجام دهید. نمره خود به خود برای شما منظور می شود.تهدید استاد به پنچر کردن ماشینش، مظلوم نمایی و بهانه مریضی و فوت اقوام درجه یک و دو و پیدا کردن آشنا و استفاده از بند پ روش های دیگر گرفتن نمره است که در مواقع لزوم توصیه می شود.

- در فعالیت های فوق برنامه شرکت کنید. شما با درس خواندن فوقش یک لیسانسه بیکار می شوید. اما با شرکت در برنامه های فوق برنامه استعداد های هنری و غیر هنری خود را کشف و استعداد های هنری خود را خنثی و استعداد های غیر هنری خود را ضبط و بعد از فارغ التحصیل شدن به کار می بندید.

- به تمام همکلاسی های خود پیشنهاد ازدواج بدهید و بعد از فارغ التحصیلی با دختر خاله پدرتان ازدواج کنید. با این کار هم مدت مدیدی چند نفر را سر کار گذاشته اید و آمار بیکاری را در کشور کاهش داده اید و هم باعث بالا رفتن اعتماد به نفس چند نفر شده اید و هم روابط فامیلی را تقویت کرده اید.

- با گرفتن پایین ترین مدرک، دانشگاه را رها کنید. هرگز از یک سوراخ دوبار گزیده نشوید. ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری یک اشتباه بزرگ است هر وقت تحصیل را رها کنید و به کار اصلی خانوادگیتان برگردید، سود کرده اید. با ادامه تحصیل شما یک فوق لیسانس و یا دکتر بیکار خواهید شد که دیگر نمی توانید سرتان را پیش در و همسایه بلند کنید. پس تا دیر نشده به فکر یک کار نان و آب دار باشید.

 


برچسب‌ها: روشهای دانشجوی نمونه شدن, مشروطی, کارشناسی ارشد, پیشنهاد ازدواج

نویسنده: محسن موسوی

حکایت دانشجووووووووووووهای پسر

خاطرات ترم گذشته / طنز و بسیار دیدنی  سه روز مانده به امتحان

 

خاطرات ترم گذشته / طنز و بسیار دیدنی  دو روز مانده به امتحان

 

خاطرات ترم گذشته / طنز و بسیار دیدنی  شب امتحان

 

خاطرات ترم گذشته / طنز و بسیار دیدنی  یک ساعت مانده به امتحان

 

خاطرات ترم گذشته / طنز و بسیار دیدنی  سر جلسه امتحان

 

خاطرات ترم گذشته / طنز و بسیار دیدنی  هنگام خروج از جلسه

 

خاطرات ترم گذشته / طنز و بسیار دیدنی  یک ساعت پس از امتحان


برچسب‌ها: دانشجوهای پسر, شب امتحان, دانشگاه, طنز جالب

نویسنده: بهنام قاسمی

بازار ترشی

ترشی جزوه

امتاحانات تموم شد و بازم خرده جزوه ها داشت داخل اتاق رو پر می کرد.!

با خودمون گفتیم حالا که فرصت خوبیه، چرا جزوه ها ی علوم پزشکی(دانشکده پرستاری) رو باطله بنامیم. حداقل ما مثل ...... نباشیم که......... دور بندازیم. بنابرین با ابتکار بچه ها و به لطف سرکه ته دبه ترشی،انواع ترشی بسازیم(البته از جزوه خود بچه ها) بعدش همون جزوهها رو با کلی منت که سرشون میذاریم به خود بچه ها بدیم. نا سلامتی زحمت کشیدیم ورقه هارو جمع کردیم، چرا منت نذاریم که ترشی درست کردیم


حالا دبه ها رو به نمایش همگان میذاریم تا ببینیم کی از دبه ترشی کلاس ما کلم سفید بیرون میاره(البته ما که نتونستیم ولی خیلیام تونستند).
شما چییییییی؟

برچسب‌ها: ترشی جزوه, بریز و بپاش, ترشیییییی

نویسنده: رامین نادری

برنامه از همه رنگ

برنامه کارآموزی

برنامه کلاسی

برنامه امتحانی


نویسنده: محسن موسوی

خدا

  خدایا مارو ببخش.  

این روزا مردم بزرگترین شاهد جهان را هم قبول ندارند.............

پیروان ادیان دیگه و حتی کسانی هم که کمونیست محسوب میشوند و به نیستی پس از مرگ اعتقاد دارند، باز ته دلشون باور دارند که این نظم خود به خود به وجود نیومده اما مای که ادعای مسلمون بودنومون کهکشان رو اشغال کرده راحت به هم دروغ میگیم و کاری میکنیم که حتی خودمونم به حرفا و کارامون اعتماد نداشته باشیم، کاری میکنیم که دیگه شهادت بزرگترین شاهد دنیا هم برای اثبات حرفامون برای یه سری ادم کافی نباشه.

پس دیگه .............

    

 

 


نویسنده: رامین نادری

اسلاید زنان و اسلاید ارولوژی

دوستان اینم از اسلایدهای خانم لیلا رستگاری-زنان

دانلود

اینم از اسلایدهای ارولوژی

دانلود

راستی حتما خبر دارین که تاریخ امتحانات یه خورده تغییر کرده.یه یاداوری بکنم....

پنج شنبه   ۳/۱۱/   فقط امتحان ارولوژی

شنبه        ۵/۱۱/   گوارش  (تاریخش تغییری نکرده)

دوشنبه     ۷/۱۱/   آموزش به مددجو (یه روز رفته عقبتر)

چهارشنبه  ۹/۱۱/   زنان


نویسنده: محسن موسوی

کامنت دردناک یک دختر 26 ساله برای ظریف در فیس بوک+ پاسخ ظریف

دوستان میدونم همین که چندخط اول رو بخونید مشتاق میشید وتا آخر تخت گاز با اشتیاق میخونید.پس حوصله به خرج بدین...ممنون.


سلام آقای ظریف

وقتتون بخیر

امیدوارم حالتون بهتر شده باشه

من یه دختر 26 ساله ایرانی ساکن ایرانم (ببخشید که نمیتونم خودم رو کامل معرفی کنم)
امیدوارم کامنت منو کامل بخونید.

من متاهلم ، سه ساله که عقد کردم اما به خاطر مشکلات مالی نمیتونیم عروسی کنیم، شوهرم دانشجوی دکتراست و کار پیدا نمیکنه ...بی پولی و بی کاری دمار از روزگار ما در آورده، پدرم یه بازنشسته ست و از پس خرید جهزیه بر نمیاد.

من اخیرا کارشناسی ارشد نوبت روزانه قبول شدم، یکی از دانشگاه های عالی تهران، یکی از بهترین رشته ها، هفته ای 3 روز میام تهران. شاید باورتون نشه اما من از پس کرایه اتوبوسم به تهران بر نمیام ...من نمیتونم هفته ای 40 هزارتومن برای غذا و کرایه و ... هزینه کنم... شوهرم توان حمایت منو نداره و از پدرم هم نمیتونم پول بگیرم، وام دانشجویی هم که به جایی نمیرسه و هنوز ندادن ...بارها به انصراف از تحصیل فکر کردم اما بغض گلومو میگیره، چون من برای قبولی خیلی زحمت کشیدم... نمیدونم شما بچه دارین یا نه ، نمیدونم خودتون و بچه هاتون چطور درس خوندین اما همه امکانات خودتونو بذارید کنار و درس خوندن تو بدترین شرایطو تصور کنید. مدام فکر میکنم اینایی که میرن دانشگاه بین الملل چقدر پول دارن؟؟؟ چطوری من نمیتونم هفته ای 40 هزارتومن پول بدم برای درس و اونا .... دیگه دارم افسرده میشم.

همین برنامه رو برای جهزیه هم دارم...همیشه عقد کردن برای دخترا یعنی مهمونی، گردش، خوشی، خرج کردن، مسافرت... منم نوعروسم، اما از این زندگی فقط یه چیز بهم رسیده ، اونم حسرته.

من نمیخوام بهم بگین " متاسفم". من خودمو معرفی نکردم چون ترحم کسی رو نمیخوام. من فقط حقمو میخوام...

من ایرانی ام، چرا تو مملکت خودم، جایی که کل طایفه ام بخاطرش شهید و جانباز دادن رفاه ندارم؟؟؟ چرا بی کارم؟؟؟ چرا تغذیه خوب ندارم؟؟؟ چرا بی پولم؟؟؟ چرا با این معدل و این رزومه باهام مثل یه تفاله برخورد میشه؟؟؟ این انرژی هسته ای کو؟ کجاست؟ چیش به من رسیده؟ منو تو انرژی اتمی استخدام میکنن؟؟؟ یا شوهر استعداد درخشانمو؟؟؟ قبضامون که مدام گرونتر و زیادتر میشه، تابستونا که برق قطعه، پس کو تامین انرژی؟؟؟؟ ..چرا مملکت من راحت از دزدی 3 هزار میلیارد تومنی میگذره ولی 24 ساعت بنده به دو ریال یارانه ی مردم؟؟؟ یارانه ای که بودنش برای آدمایی مثل من معنی حفظ آبرو رو داره. تو این وضع گرونی...

 من فقط یه بار زندگی میکنم... میخوام شاد باشم... دیگه بسمه غصه خوردن... در عوض کار میخوام و پول و یه خونه نقلی با یه جهزیه ساده یه دفترچه بیمه

نمیدونید این آخری شده رویای من... من نمیدونم مشکل کمر شما چیه ولی درد شمارو خوب میفهمم. درد از کمر شروع میشه تا مچ پا میاد... انگار یه رشته داغ تو پای آدمه که کشیده میشه. من نمیتونستم برم دکتر اما علائم و دردامو تو اینترنت سرچ کردم و فهمیدم چه بیماری دارم. نه میشه ایستاد، نه میشه نشست، نه میشه خوابید... من اینجا به درد تسلیم میشم ... من میمیرم از درد اما نمیتونم برم دکتر ،نمیتونم ام آر آی بگیرم.

چون بیمه ندارم، چون پول ندارم، هزینه های درمان سرسام آوره، سلامتی شده به قیمت خون آدم... خوش بحال شما که برای دردتون طبیب دارید (البته هرچی که دارید حلال و خوشتون. خدا به روزیتون برکت بده. انشاءالله که حالتونم خوب بشه.)، من از ترس اینکه شوهر و پدرم شرمنده م نشن به کسی نمیگم چقدر درد میکشم...

میبینید ... فرق من و شما همینه... زندگی من به یه تاره مو بنده ولی شما مسئولین زندگی آروم و قشنگتونو بی استرس ادامه میدین. واسه همینه که شما با خیال راحت خبر از مذاکرات بعدی میدید و من اشک تو چشام حلقه میزنه که ای خدااااااااا پس کی تموم میشه؟؟؟
همه اینارو گفتم که بدونید کسایی مثل من هستند که فقط زنده اند اما بارها و بارها آرزوی مرگ میکنند.

کاری کنید که تحریما تموم بشه، یه کاری کنید ارزونی بشه ، کرایه خونه کم بشه ، مواد غذایی ارزون بشه، بازار کار رونق پیدا کنه، دارو و درمان به قیمت خون آدم نباشه، امنیت و رفاه داشته باشیم. کاری کنید که منه بچه درس خون، منی که تو زندگیم فقط تلاش کردم، صبر کردم و پامو کج نذاشتم، بخاطر فشار اقتصادی تو این سن وسال این همه مریضی عصبی نداشته باشم و فکرم مدام پی انصراف از تحصیل نباشه، یه کاری کنید جوونا راحت ازدواج کنن اینطوری فسادم کم میشه. فقط یکم سریع تر ... میترسم آخرش به عمر ما قد نده.

تو رو خدا... دیگه بسه تحریم...
یکی میگفت باید قبر دهه شصتیا رو گودتر بکنند چون آرزوهای زیادی دارن که باید با خودشون به گور ببرن...
خواهش میکنم جواب کامنتمو بدید. یا حق

پاسخ ظریف:

سلام دخترم. می دانم که مسئولیت سنگینی بر دوش من و همکاران من است و گرچه در ایجاد شرایط کنونی نقشی نداشته ایم ولی به هرحال با پذیرش مسئولیت باید در جهت حل آن حرکت کنیم. امیدوارم با تدبیر ریاست محترم جمهوری و با حمایت همه مردم مشکلات انباشته اقتصادی به تدریج رفع شوند و زندگی برای شما و بقیه مردم راحت تر شود.

باور کنید که در هر لحظه از کار اداری و مذاکرات، خودم را وام دار و مدیون تک تک شما می دانم و امیدوارم که بتوانم باری از دوش شما بردارم. به یاری خدا و به پشتیبانی شما، این کار را با صبر و با حفظ حقوق کشور انجام خواهیم داد.

اما اطمینان داشته باشید که برای مذاکره جدی و رفع فشارها، بهترین روش تلاش برای رسیدن به تفاهم از طریق تعامل سازنده و عزت مند است. اندکی صبر، سحر نزدیک است.
خوب حالا حرفهای این خانومو شنیدی،تو جای دکتر ظریف بودی چی جوابشو میدادی؟؟؟چیکار میکردی براش؟؟؟

برچسب‌ها: کامنت دردناک, تحریم ها, زندگی, سختی, بی پولی

نویسنده: محسن موسوی

شرح حال ما.....

بی همگان به سر شود ، بی تو بسر نمیشود
این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟
مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود
استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان
دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود
مثل زمان مدرسه  ، وضعیت افتضاح و سه
به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود
مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست
خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود
هرچه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او
چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود
رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو
این شب امتحان من ، دست به سر نمیشود ؟
توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم
خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !

با آرزوی موفقیت در امتحانات


برچسب‌ها: شب امتحان, بشر, گاو, جبر, هندسه

نویسنده: بهنام قاسمی

شب یلداتون مبارک.

امیدوارم شب قشنگی بوده باشه برای همه همکلاسی های عزیز.

این عکس شب یلدای ما بود.شما هم اگه عکسی از این شب دارین میتونید بفرستین(ایمیل) تا اینجا نمایشش بدیم..

شب یلدا...

۴ ساعت بعد...

 

شب یلدااااا

دوستان تو این عکس چه چیزی نظر شما رو به خودش جلب میکنه در واقع بگم چه چیزی تو این هیاهو دست نخورده باقی مونده؟؟؟؟؟؟!!!!! به نظر شما دلیلش چی میتونه باشه؟!!!


برچسب‌ها: شب یلدا, هندونه شب یلدا, حوادث ناگوار, خنده, شلوغی

نویسنده: محسن موسوی

.....احترام بگذارییییییییییییییید......

 The nursing pin from the Division of Nursing at California State University, Sacramento. Awarded 2008

نشان لیسانس پرستاری(BSN)


برچسب‌ها: نشان لیسانس پرستاری, BSN, کارشناسی

نویسنده: محسن موسوی

فرجههههههههههه

                            فصل سرد امتحانات وسوز سرد زنجان

البته به یاد داریم امتحان ایمونولوژی همین فردا پس فردا است که یقه مارو بچسبه حالا چه اماده باشیم چه نباشیم.

یه ترم گذشت و هنوز ما استاد دیگه مادران رو ندیدیم، خلاصه باید باهم یه فکری بکنیم وگرنه همون بلای سرمون میاد که واسه فرجه ترمکیامون(خیلی معذرت میخوام) پیش اومد. وقتشه که دست به کار شیم وبا استادا حرف بزنیم که حداقل ازشنبه اینده(30ام) فرجه رو شروع کنیم.( یعنی چهار شنبه بریم وبرنگردیم!!!)                                                                   

لطفا نذارید مثل پارسال هرکی واسه خودش حرف بزنه، کافیه با هم هماهنگ باشیم


برچسب‌ها: فرجه, فصل امتحان

نویسنده: رامین نادری

شب دانشجووووووووو

در کل شب خوبی بود خوش گذشت.

خانوم اوجاقلو هم آفرین یه خودی نشون دادن واسه دانشجویان ترم ۳ پرستاری خودش یه نمونه از افتخاراته.به قول آقای محمدی احسنننننننت احسنننننننننت....

ولی از یه چیز تعجب کردم ینی انتظار داشتم... هیچی بیخیال اعصابمو بهم ریخت.

 


نویسنده: محسن موسوی

..روپوش پرستاری یا روپوش نانوایی یا روپوش کارررررر..

دوستان من هیچی نمیگم ولی تورو خدا خودتتون ببینید شآن و شوکت پرستاری رفت زیر سوال.این همه تو کاراموزیها استادامون بهمون میگفتن احترام روپوش سفیدامونو نگه داریم ولی اینجا این بیرون....

هفته پیش که با بچه ها داشتیم تو بازار بزرگ زنجان یه چرخی میزدیم از ویترین یکی از مغازه ها این عکسو گرفتم.

نظر شما در مورد این عکس چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 


برچسب‌ها: روپوش, روپوش نانوایی, کار

نویسنده: محسن موسوی

آرزوی ی دنیا حسرت

آرزوی قشنگ و حسرت تلخ  پشیمونی

به یاد دارید وقتی که بچه بودیم(یادش بخیر چه روزای) وقتی با مشکلی که در توانمون نبود مواجه میشدیم یا وقتی که میخاستیم تو رویاهای بچه گیامون سری بزنیم چیزی کم داشتیم وفقط ارزو میکردیم که خیلی زود بزرگ بشیم.

اما حالا چی؟؟؟؟؟

گاهی وقتا دوس داریم به اون سن برگردیم و از همه این قید و بندا آزاد شیم، استرس دورو برمون رو کم کنیم تا شاید اون کسی بشیم که آرزوی کودکیامون بود و میخاستیم نه اون چیزی که ازمون میخان وفقط ظاهرشو داریم.


برچسب‌ها: ارزو بد, ارزو بزرگ شدن, حسرت

نویسنده: رامین نادری

ماهواره!!!!!!!!!!!!!!!!!

دوستان

اگه همه چی طبق برنامه پیش بره و مشکلی تو برنامه هام پیش نیاد یکشنبه تاریخ ۱۷/۹/ قصد دارم همراه کنفرانسم سر کلاس یک فیلمی رو هم در مورد شبکه های ماهواره ایی مثل فارسی وان و جم پخش کنم دوستانی که فک میکنن به این موضوع علاقه ایی دارن حتما یکشنبه کلاس بهداشت حضور داشته داشته باشن.

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم

 
با عرض معذرت خدمت همه همکلاسی های عزیز
برای اتفاقی که سر جلسه افتاد.راستش اصلا اونی نشد که من میخواستم.متاسفانه بیشتر از نصف مطالب جالب موند که اراءه بدیم. حالا باز مشکلی نیست حتما یه حکمتی داشته که اینجوری شد......
به خاطر همراهی خوبتون سر کلاس واقعا ممنون.
اگه فرصت شد دوستان در اسرع وقت(درست نوشتم؟؟؟) هم پاورپونتم رو هم فیلمها رو هم اینجا میزارم خودتون دانلود کنید ببینید....
کلاس استاد رخش ظاهرا شروع شد من باید برم.آغا فعلا...
 
دوستان چون فایلها یه خورده سنگینن تو دانلود کردنشون صبور باشید...

برچسب‌ها: سوء رفتار در خانواده, خشونت خانوادگی, بهداشت جامعه, خشونت با همسر, خشونت با فرزندان

نویسنده: محسن موسوی

توافق یا گذشت

            افتتاح اتاق مشترک ایران و آمریکا و پرواز مستقیم نیویورک به کیش


«ایران می‌تواند از طریق این خط پرواز، محصولات خود را به آمریکا صادر کند و محصولات خام و تکنولوژی‌های پیشرفته آمریکایی را نیز از این مسیر وارد کشور کند.». JAM.NEWS

*به گفته این عضو اتاق بازرگانی ایران، جزیره کیش یک منطقه آزاد تجاری هست و اتباع آمریکایی برای ورود به آنجا نیازی به دریافت ویزا از ایران ندارند.

*درباره برنامه پرواز مستقیم، حجازی گفته است که خط پرواز مستقیم در مسیر جزیره کیش-نیویورک خواهد بود.

*تحریم‌های غرب علیه ایران، با تعلیق بخشی از برنامه‌های حساس هسته‌ای کمی سبک‌تر شد؛ به طوری‌که ۸ میلیارد دلار دارایی‌های بلوکه شده ایران آزاد می‌شود و برخی تحریم‌ها در بخش بیمه و صادرات فلزات گرانبها و صنعت خودروسازی قرار است لغو شود.



برچسب‌ها: توافق ایران وامریکا, سازش, پرواز کیش, نیویورک

نویسنده: رامین نادری

..اسلایدخانه..

ارتوپدی                                             گوارش

 

جلسه اول                                           جلسه اول

جلسه دوم                                           جلسه اول و دوم

جلسه سوم                                          جلسه سوم

جلسه چهارم                                       جلسه چهارم

جلسه پنجم                                         جلسه چهارم و پنجم

جلسه ششم                                       جلسه ششم

جلسه هفتم                                         جلسه هفتم

جلسه هشتم                                       جلسه هشتم

جلسه نهم                                           جلسه نهم

جلسه دهم


نوزادان-سپهری نیا             نوزادان-محبی

 

جلسه اول دوم سوم                       جلسه اول (تا۲۳) و پنجم

جلسه چهارم پنجم                                 جلسه دوم

جلسه ششم                                        جلسه سوم

 موضوع مقالات                                      جلسه چهارم

                                                                           جلسه ششم

مادران-احمدی نیا                جلسه هفتم

 مراقبتهای قبل از تولد

فرم مراقبت بارداری

تشخیص حاملگی 

زایمان

طرح درس پرستاری و بهداشت مادران و نوزادان

سازگاری های مادر در بارداری


دوستان خوشحال میشم اگر اشکالی در دانلود کردن فایل ها پیش اومد گزارش بدین.

همکلاسی های عزیز اگر اسلایدهای دیگه ایی رو خارج از موارد بالایی لازم داشتن میتونن اینجا بگن تا در صورت امکان براشون قرار بدم.                      ممنونات


نویسنده: محسن موسوی

Arthroscopy

آرتروسکوبی چیست؟

آرتروسکوپی یک وسیله جراحی است که پزشک متخصص ارتوپدی از آن برای دیدن داخل مفصل به جهت تشخیص یا درمان بیماری استفاده میکند. کلمه آرتروسکوپی به معنای دیدن داخل مفصل است. Arthro به معنای مفصل و scopy به معنای دیدن است. در واقع یک آرتروسکوپ یک مفصل بین است. پزشک معالج با دیدن داخل مفصل میتواند بسیاری از بیماریهای آنرا تشخیص داده و میتواند اقدام به درمان جراحی بعضی از آنها از طریق ارتروسکوپ کند.


برچسب‌ها: Arthroscopy, دیدن مفصل, مفصل, تکنیک ارتروسکوبی, ارتروسکوبی

نویسنده: رامین نادری ادامه مطلب ...

ابریویشن

اینم فایل pdf ابریویشن بیلیر

امیدوارم مفید باشه

دانلود


برچسب‌ها: فرهنگ اختصارات پزشکی, بیلیر, اختصارات پزشکی, اصطلاحات پزشکی

نویسنده: بهنام قاسمی

...بدون مخاطب..فقط محض خنده...

 


نویسنده: محسن موسوی

چه خبر شده اینجا متروکه ست؟؟؟!!

سلام به همه دوستان

خیلی وقت بود مطلبی نذاشته بودم دیگه گفتم زشته بابا حداقل خودم بیام یه خورده اینجاها رو گردگیری کنم یه سرو رویی بهش بدم از دوستان نویسنده که خبری نیست خداوکیلی اینجا مثل متروکه شده ماهی یه بار حداقل یه رهگدر از اینجا رد شد نگه اینجا وبلاگه یا قبرستانه افکار.

ماشا... از این دوستان نویسنده هم هرچی بگم کم گفتم یه زمانی این وبلاگ واسه خودش ابهتی داشت!!! آقای قاسمی داستانهاش آدم رو به وجه میاورد مطالب علمی خانوم اوجاقلو هم همیشه برامون مفید بوده طنزهاشون هم در حد لالیگا بودن آقای باقری جون هم که هستن ولی نیستن البته نه که نیستن فقط کم هستن میومدن یه شعرهایی برامون میگفتن مارو شیفته میکردن و میرفتن. آقای کریمی هم که توصیف مطالبشون خیلی برام سخته ولی واقعا طرز فکرتون وعقایدتون برام خیلی جالبه به نظر من اگه تو مطالبتون دخیلش بدین طرز فکر بچه ها رو خیلی تغیر میدین.آقای نادری هم که فقط یه خورده کمتراز رگ ساب مندیبولار به ما نزدیکترن امیدوارم حرفی برای گفتن برای بچه ها داشته باشین.

میدونم مطلب گذاشتن کار آسونی نیست خیلی وقته مارو میگیره اما این وبلاگ به نظر من تنها چیزیه که همه بچه هارو به هم وصل میکنه پس ارزشش رو داره براش یه خورده وقت بزاریم.از بچه ها هم تقاضا دارم با وبلاگ باشن مارو همراهی کنن حضورشون تو وبلاگ ونظراتشون خیلی چیزها رو برای ما روشن میکنه.نویسنده های این وبلاگ نه از طرف سازمان حقوق بشر حمایت میشن نه از طرف کاخ سفید هم حقوقی براشون در نظر گرفته شده وحتی از طرف آقای احمدی نژاد هم حمایت نمیشن!!! فقط تنها انگیزه نویسنده ها برای مطلب گذاشتن همین حضور بچه ها تو وبلاگ و مشارکتشون تو نظراته.

حرف آخر اینکه اگه بازم کسی هست که انگیزه ایی برای نویسندگی داره و حرفی برای گفتن برای جامعه بشریت!! داره خوشحال میشیم به جمع ما بپیونده فقط کافیه اسمش رو تو قسمت نظرات بنویسه-خودم مستقیما باهاش حرف میزنم و در جریان کار قرارش میدم-

                                                      مممممممنونات کثیر الانتشار

اگر روزی

    محبت کردی بی منت

         لذت بردی بی گناه

             بخشیدی بدون شرط

بدان آن روز واقعا زندگی کرده ایی...


نویسنده: محسن موسوی

.:: آخرین مطالب ::.

» ( پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 )
» مادر تمام جان و هستی ام به قربانت ( پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 )
» اخبار دانشگاه ( چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 )
» کامنت حسین م ( چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 )
» سال نو مبارک ( شنبه دوم فروردین 1393 )
» حمله شیمیایی به حلبچه ( یکشنبه چهارم اسفند 1392 )
» بمباران شیمیایی حلبچه-هیروشیمایی دیگر ( یکشنبه چهارم اسفند 1392 )
» خداااااا منم هستم ( سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 )
» بیــــــخیال نمره حالا ( سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 )
» روشهای دانشجوی نمونه شدن ( سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 )
» حکایت دانشجووووووووووووهای پسر ( یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 )
» بازار ترشی ( سه شنبه هشتم بهمن 1392 )